هولناك كودكان گرسنگي كشيده، مادران به ستوه آمده، مردان رنگ پريده يا ياغي را در ذهنم زنده ميكند و اين احساس را در درونم بر ميانگيزد كه كابوسهاي فلاكت انساني در همهٴ اشكال مادي و معنوياش پيرامون مرا فراگرفته است. علل قحطي، كه به تنهايي يا با هم عمل ميكردند، عبارت بود از محصول بد، آفات، جنگ، شورش، طاعون، تغيير آب و هوا (مانند خشكسالي در كشورهاي گرمسير)، سيل، توفان يا گردباد، سفيدك يا آفات ديگر، بيماريهاي گياهي و امثال آن ممكن بود باعث نابودي يا كم شدن محصول گردد.
آمار قحطيهاي قديم و سدههاي ميانه ناگزير بسيار مبهم است و حتي نميتوان آنها را برشمرد. اولين علت اين است كه ميان كميابي و قحطي واقعي نميتوان مرز دقيق قايل شد؛ ثانياً، نويسندگان مختلف در ذكر قحطيهاي سرزمينهاي كوچك با هم توافق ندارند. در سدههاي ميانه ارتباطات، به ويژه با سرزمينهاي كوهستاني اغلب چنان دشوار بود كه ممكن بود در مناطق كوچك قحطي روي دهد، بدون اينكه از نقاط ديگر براي آن چارهاي بكنند. يك منطقه بايد داراي چه وسعتي باشد تا در فهرست قحطي قرار گيرد؟ به علاوه بايد گفت كه بيماري مهم سدههاي ميانه در شرق و غرب، عبارت بود از فقر؛ فقرا بخش اعظم جمعيت را تشكيل ميدادند.
از اينرو، در دورههاي كميابي، احتكار مواد غذايي و بالارفتن قيمتها ميتوانست شرايط قحطي را براي تودهها فراهم سازد.
ما امروز شاهد گرسنگي كشيدن تدريجي كشورهاي بزرگ بر اثر جنگ هستيم و ديري نميپايد كه مصيبتهاي گذشته بار ديگر روي دهد و چهار سوار مذكور در
مكاشفات عنان اسبان خود را در روي زمين رها سازند.1 در آن هنگام براي پيشگيري از قحطي چندان كاري نميشد كرد. حتي در زمان صلح تعادل ميان فراواني و قحطي چنان مشكوك بود كه تنها يك قحطسالي براي بر هم زدن آن كفايت ميكرد. مصر را در نظر بگيريم كه از بارورترين كشورهاي قديم و انبار غلّهٴ حوزهٴ مديترانه بود و داستان يوسف را بهخاطر آوريد. وقتي سطح آب نيل تا حد معيني بالا نميآمد، بلافاصله قحطي روي ميداد.2 در سدههاي ميانه از اينگونه بلايا بارها رخ داد و گواه آن قحطي سالهاي 1181م/577 ه ق يا 1200 م/597 ه ق است، كه عبداللطيف به صورتي جاندار توصيف ميكند.3 اين توصيف يكي از هولناكترين آنهاست كه ميشناسيم. احمدبن
1. نك مكاشفهٴ يوحنا، باب ششم. ــ و.
2. J. Vandier: La famine dans l' Egypte ancienne (Recherches d'archeologie, de' philologie et d'histoire, vol. 7, 192 p., Le Caire 1936) .
شرح همهٴ قحطيهايي كه در اسناد مصري گزارش شده، از زمان امپراتوري قديم تا عصر هلنيستي.
3. نك ترجمهٴ سيلوستر دوساسي (ص 360 ـ 376، پاريس 1810). گزارش عبداللطيف را در اين كتاب هم ميتوان خواند:
Omar Toussoun: Memoire sur l'histoire du Nile (quarto. 3, Memorires presentes a l'Institut d'Egypte, vols. 8-10,Cairo 1925; 2, 458-74
شاهزاده طوسان آن قحطي را در سال 1181/1182م/578 ه ق ميداند، كه موجب شگفتي است. چون در آن سال بالاترين سطح آب نيل 52/17 و 94/17 متر بوده، حالآنكه درسال 1200 اين سطح 70/15 بوده (ميانگين حداكثر در سالهاي1122ـ1221، 69/17 متربودهاست). براي حوادث سالانهٴ نيل در سدهٴ چهاردهم همان كتاب را ببيند (2،475ـ480).